جواد طباطبایی و تحریف تاریخ
آقای جواد طباطبایی در بیست و چهارمین نشست از سلسله نشست های اندیشه ایرانشهری در خانه گفتمان شهر و معماری ، مطالب ناصواب و اطلاعات نادرستی بیان کردند، یکی از مطالبی که خیلی نظر بنده را جلب کرد، سخن او در باره عرب و شاهنامه بود. آقای طباطبایی در این سخنرانی گفت: "عرب ها جایی عنوان کرده اند که، عرب، نمی تواند شاهنامه داشته باشد."
این سخن او آن چنان شگفت آور بود ،که بنده در تاریخ 16 دی ماه 97 طی مقاله ای در "عصر ایران" از او خواستم منبع و مأخذ این سخن خود را ارائه دهند. از او پرسیدم:" عرب ها کجا عنوان کرده اند که نمی توانند شاهنامه داشته باشند؟ لطفاً منبع این سخن را به ما نشان دهند.کجا و در چه کتابی یا در چه مقاله ای یا نوشته ای عرب ها چنین سخنی گفته اند؟ این عرب ها چه کسانی بوده اند؟"
تا به امروز آقای طباطبایی جواب من را نداده است ؛ همان جا نوشتم که " من مطمئن هستم عرب ها چنین سخنی نگفته اند و نخواهند گفت".در عالم علم دروغ گفتن جایز نیست و در مجامع علمی کافی است ، نویسنده یا مورخ و یا پژوهشگر فقط یک دروغ بگوید، با این دروغ حیثیت علمی او به باد فنا می رود و تمام سخنان او بی ارزش و غیر قابل اعتنا خواهد شد.
در همان مقاله نوشتم:" او در سخنرانی مزبور مطالب بسیاری گفنه که خیلی از سخنان او نادرست و ناشی از تعصب است، و در صورت لزوم در جای دیگر درباره آن ها، سخن خواهم گفت". از آن جایی که نزدیک به چند ماه از آن تاریخ می گذرد و جناب آقای طباطبایی هبچ گونه جوابی به من نداده اند ، و با توجه به غلط بودن بسیاری از گفته های ایشان، به بقیه سخنان او در آن سخنرانی می پردازیم.
حمله به دانشگاه و دانشگاهیان
آقای جواد طباطبایی، هر جا و در هر فرصتی که دست داده به دانشگاه و دانشگاهیان حمله کرده و گاهی با الفاظ غیر محترمانه و توهین آمیز از آن ها یاد می کند.او با ذکر الفاظی چون " هر یاوه ای" یا "سخنان بی ربط" یا " حرف های نامربوط"، و " شبه استاد" خواندن یک استاد دانشگاه به آن ها بی احترامی می کند ( مهرنامه ، شماره 50، ص 168). این ها بی احترامی است و توهین آمیز است . چنین الفاظ و اصطلاحاتی در یک بحث علمی جایز نیست و نشان دهنده ضعف نویسنده آن است.
او در همین سخنرانی درباره دانشگاه ها چنین می گوید: "دانشگاه های ما، وصل به دانشگاه های اروپا و غرب هستند و بند نافشان به آنجا متصل است و توسط همین بند ناف ، بدترین چیزها را وارد ایران می کنند". بر خلاف نظر آقای طباطبایی، وصل بودن دانشگاه های ما به غرب و اروپا یک حسن است، و حسن بزرگی است.ما باید از دستاوردهای علمی دانشگاه های جهان با خبر باشیم و ارتباط علمی خود را با آن ها حفظ کنیم.مگر می شود ما خود را از اکتشافات و دستاوردهای علمی دنیا دور نگه داریم؟مگر می شود ما خود را از کشف فلان دارو و یا فلان دستگاه سی تی اسکن و غیره دور نگه داریم؟ بریدن از دستاوردهای علمی جهان را انور خوجه در آلبانی نزدیک به چهل سال در پیش گرفت و آخر سر نتایج فاجعه بار آن بر همگان روشن است.
او در جایی دیگر باز به دانشگاه های ما حمله می کند و تحت عنوان " دانشگاه در ایران حتی مقلدان خوبی هم تربیت نکرده است"، دانشگاه های ما را تخطئه می کند.علت این حمله هم روشن است، چون دانشگاه و دانشگاهیان ما بر خلاف دانشگاهیان زمان رضاشاه و محمد رضا شاه که دستگاه تبلیغاتی باستان گرایی و نژاد پرستی بوده و به ویژه در زمان رضا شاه کسانی چون ابراهیم پور داود، ذبیح بهروز، محمد مقدم و غیره در آن یکه تازی می کردند و از "خون پاک" و "نژاد برتر" سخن می گفتند، حالا دیگر آن مفاهیم و آن اصطلاحات را چندان قبول ندارند. به تبع آن با آراء آن چنانی موافق نیستند، و به نظریه های ایرانشهری وقعی نمی نهند، از این رو آقای طباطبایی به آن ها حمله می کند.
تحریف سخن الجابری
او در سخنرانی خود درباره فیلسوف معروف محمد عابد الجابری چنین گفته است: "الجابری می گوید جهان عرب یک عقل عربی داشته و عقل ایرانی، عرب ها را از رسیدن به رنسانس بازداشته است، باید در جواب او گفت: کسی که معتقد باشد عقل عربی وجود داشته است، کمی باید در مورد او شک و تردید کرد".
آقای طباطبایی نه تنها از قول کسان دیگر سخنان خلاف واقع می گوید ، بلکه سخن دیگران را تحریف هم می کند. اولاً محمد عابد الجابری نگفته " یک عقل عربی" وجود دارد. این کلمه " یک" از آقای طباطبایی است، و ایشان آن را از خود به عنوان نوشته الجابری نوشته است و این خلاف صداقت است.
ثانیاٌ "عقل" در عربی چهار معنی دارد، یکی از معانی آن همان است که در زبان فارسی وجود دارد و به معنی:"مجموع قوای عالی ذهن که در مغز شکل می گیرد یا جریان پیدا می کند، و..." است(حسن انوری، فرهنگ سخن، ص829).یکی دیگر از معانی " عقل"، فکر، ذهن است(عبدالنبی قیم، فرهنگ دو جلدی معاصر عربی – فارسی، ص 1345). و
منظور دکتر عابد الجابری همین فکر، ذهن و بینش است نه آن عقل و نه مجموع قوای عالی ذهنی.... عقل به این معنی در زبان فارسی نیز کاربرد دارد، منتهی آقای طباطبایی بی اطلاع است. ظاهراً آقای طباطبایی، فریدون آدمیت را می شناسند و خیلی به او ارادت دارند (جواد طباطبایی، مهرنامه ، شماره 50، ص 172) ،آقای آدمیت مقاله ای با عنوان " انتقاد عقل تاریخی" دارد( ماهنامه کلک، شماره 94، دی ماه 1376) ، که منظور و مراد آدمیت همان است که عابد الجابری درنظر داشته است.عقل عربی یعنی بینش عربی یعنی مجموعه عقاید و آداب و رسوم و.. عرب . عقل تاریخی یعنی بینش تاریخی.
این پایگاه وبلاگ رسمی آقای عبدالنبی قیم است و علاقهمندان میتوانند برای ارتباط بیشتر با ایمیل شخصی ایشان تماس بگیرند.